زاپاسها هم حق دارند

Showing posts with label زرشک. Show all posts
Showing posts with label زرشک. Show all posts

Feb 9, 2009

تعویض گواهینامه 2

دیروز رفتم از یک دکتر دیگر معتمد نیروی انتظامی وقت گرفتم.
امروز هم ساعت 3 با تمام روحیه ممکن رفتم پیشش. تا جاییکه میتونستم آرامشم رو میخواستم حفظ کنم ولی اضطراب نابجایی داشتم. تپش قلبم دستم نبود.
آزمایشهای این یکی که دقیقا تخصصش «پزشکی قانونی» بود پیچیده‌تر بود. چشمم رو معاینه کرد. گوشم رو دید. فشار رو گرفت. نبضم رو دید. قلبم رو گوشی گذاشت. بعد گفت دستهات رو به حالت کلاغ‌پر بزار پشت سرت. پاشنه‌هات رو بیار بالا روی پنجه‌ات بایست. حالا دو بار بشین و پاشو (!)
بعد... دستها رو مستقیم بگیر اینبار روی پاشته پات بایست، پنجه‌هات رو بیار بالا. حالا بشین و کف دستهات رو بزن زمین.
بله فقط کلاغ پر نرفتیم!
گفت حالا برو روی وزنه. بیچاره وزنه تا 120 بیشتر نداشت. بهش گفتم دکتر تو رژیمم و از شش ماه پیش تا حالا 10 کیلو کم کردم و میخوام تا زیر صد بیام و اینا... دکترم فلانیه و برنامه دو ساله دارم و اینا...
زرشک. زهی خیال باطل.
دستش رفت به برگه معرفی کمسیون و نوشت. اول باید بری یک متخصص داخلی آزمایش و نوار قلب و اینا. بعدش میری بهداری نیروی انتظامی... من هیچ کاری از دستم برنمیاد. شرمنده. بفرما.

یک دکتر آشنای متخصص داخلی خلوت سراغ داشتم. رفتم به زور بدون آزمایش تایید کرد که سالمم و قلبم مثل ساعت کار میکنه. فقط مشکل اضافه وزن دارم که توصیه‌های لازم رو به هم کرده!

حالا پس فردا باید برم بهداری. ببینم اونجا چی میشه.

---
در تحقیقاتم معلوم شد یکی از دوستانم که اون هم اضافه وزن داره هنوز نتونسته بگیره. بهش گفتن برو کم کن بیا (قضیه جدیه‌ها!! من خودم هم هنوز باورم نمیشه) یکی از دوستانم چشمش شماره‌ش بالا است. با عینک هم بهش نمیدن. دختر عمه یکی از دوستان هم 45 کیلو بوده بهش گفتم کمبود وزن داری ندادند!
همه این مصایب رو برای تمدید یک گواهینامه فکسنی داریم میکشیم.
تا اینجا 22هزار و 500تومن خرجش کردیم. (منهای عکس و کپی و ...)

ادامه دارد...

Feb 7, 2009

داستان من و تعویض گواهینامه و آقای دکتر !

آقا چند روز پیش اعتبار ده ساله گواهینامه ما واسه اولین بار تموم شده بود!
(این از اون جمله‌هاست که هر ده سال یکبار اتفاق می‌افتاد. از این به بعد هر پنج سال. خدا رو چه دیدی شاید دیدین مخارجشون در نمیاد از این به بعد هر سال گفتند بیایید گواهینامه عوض کنید)

بعد ما هم مثل بچه‌های خوب تو کارتونهای خوب برای بچه‌های خوب رفتیم دفتر آقا پلیس+10 چند تا مدرک خواستند و کمی هم پول. بعد یک ورقه دادند به ما که برو معاینه پزشکی. ما هم فکر کردیم مثل قدیمها یک معاینه چشم معمولی است. با کمی بشین و پاشو و تست اعتیاد و اینا.
به دوست حون گفتم که شما که ماه پیش رفتی کجا رفته بودی؟ آدرس داد. امروز رفتم وقت گرفتم. ساعت شش بعدازظهر رفتیم.
اول تست روانی کرد! چشمام رو تست کرد. تا ریزترین قسمتش رو گفتم. بعد وزن که ناقابل 130 تا. بعد قد که 180 تا. خب. فشار خون (تازه بعد از ورزش و بشین پاشو و اینا) 13 روی 8
- خب آقای دکتر امری ندارین؟
متاسفانه اضافه وزنت زیاده و شما از چاقی مفرط رنج می‌برین.
- بیخیال دکی جون میریم سونا. مهر بزن بریم.
باید بری کمسیون پزشکی!
- اوه لا لا... شوخی میکنی؟
آقای دکتر بیخیال بزن بریم.
پا شد مودبانه رفت در رو باز کرد و گفت فکر میکنم به اندازه کافی توضیح دادم براتون. باید بری کمسیون! یک فرم هم داد دستم که برم بهداری نیروی انتظامی برای کمسیون معرفی بشم.

4 هزار تومنم حناق بشه بره تو گلوت دکتره‌ی [...]

ادامه داستان در روزهای آینده.

--
در ده سال گذشته من حتی یک تصادف هم نداشتم.
در ده سال گذشته من حتی ده بار هم جریمه نشدم.
در ده سال گذشته من حداقل ده جور ماشین روندم.
در ده سال گذشته من حداقل سیصد هزار کیلومتر در کوهستانی‌ترین جاده‌های ایرانی رانندگی کردم.
حالا به من میگه تو صلاحیت رانندگی نداری؟؟؟
واقعا مملکت گل و بلبلی داریم. به جان خودم مردم حتی باورشون نمیشه من 100کیلو باشم. فیزیک نژادی من اینجوریه. من چاق نیستم. دوچرخه‌سوارم. سال به سال سرما نمیخورم حتی.

Feb 1, 2009

آهنگ جدید و بسیار زیبای فلانی!

تقریبا همه سایتهای دانلود آهنگ برای تقریبا تمام آلبومها و آهنگهاشان از این تیتر استفاده میکنند.
همین.

Dec 14, 2008

بیست و سی یعنی چند؟

روزهاست که خبر بیست و سی شبکه دوم سیمان که باید راس ساعت هشت و سی دقیقه شب شروع بشود؛ میبینی شد بیست و سی و دو! بیست و سی و سه! کی به کیه؟ من بیست و سی و نه هم دیدم!

Oct 24, 2008

من عزادار نیستم ...

من از کشوری که توش عزای عمومی اینقدر عمومی است. متنفرم.

Apr 15, 2008

گارد

کلمه «گارد» کلمه‌ی عجیبیه.
مثلا اینو:
آقا! من در برابر زنهایی که شبیه مونیکا بلوچی باشند مشکل دارم! اصلا یک جور گارد میگیرم براشون
البته فکر بد نکنی‌ها... گارد باز میگیرم!

Apr 4, 2008

تفکر پله اول حماقت

اینجاشو دیگه نخونده بودی آ
باور کن راست میگم. هر حماقتی هم با یک فکر اولیه شروع میشه

Apr 3, 2008

از اون طرف

آدمها شخصیت دارند، البته شخصیت‌ها هم «آدم » دارند