زاپاسها هم حق دارند

Showing posts with label فیلم. Show all posts
Showing posts with label فیلم. Show all posts

Apr 5, 2010

یک شات از The Holliday



فیلم خوشساخت و احساساتی... ولی خود فیلم برام مهم نبود The Holliday.

در این سکانس. جک بلک (مرد لبخندها) داره برای کیت وینسلت (زنی که باید دوباره بشناسمش) در مورد آهنگ فیلمها در یک DVDفروشی حرف میزنه. و ادا در میاره.

در این لحظه فیلمی رو نشون میده که داستین هافمن روی جلدش هست و اون هم اتفاقا در اون فروشگاه هست. نکته مهم اینه که بازیگری به این بزرگی. حاضر میشه فقط برای چند ثانیه. حتی بدون کوچکترین دیالوگی در یک فیلم بازی کنه. و آیای مساله اینجاست که بازیگرهای ایرانی چطور؟ حاضرند یک لحظه سیاهی لشگر باشند؟

Mar 25, 2010

یک شات از The Reader



متاسفانه کیت وینسلت هیچ وقت برای من هنرپیشه مهمی نبود. تا اینکه امروز «کتابخوان» رو دیدم و کاملا نظرم عوض شد. اسکارش نوش جانش. اینقدر متاثر کننده بود که هیچ توضیحی برای فیلم ندارم. یک جور بدون شرح است این پست.

Dec 18, 2009

یک شات از 2012


خب مسلما کشتی نوح اگر واقعیت باشد خب کشتیهای آمریکایی هم میتواند واقعیت باشد. فیلم سراسر تخیل 2012 یکی از معدود فیلمهایی بود که هیچ شکی در انتخاب شات برای این وبلاگ نداشتم. یعنی اغلب وقتی میخوام شات انتخاب کنم برای پست یک شات از فلان فیلم. دچار شک میشم. اینجا. اونجا؟ کجا؟

شات این فیلم رو تقدیم میکنم به یوری. شخصیتی که در این لحظه در حال ادای کلمه «راشن» هست. میگه این هواپیمای بزرگ روسی است. آنتونوف 500 که فکر میکنم هنوز ساخته نشده. شاید بشه. شاید نشه. ولی راشن گفتن یوری شات امشب ما رو ساخت.

ممنون یوری.

Sep 4, 2009

یک شات از Goya`s Ghosts


در واقع اشباح گویا، ماندگارترین صحنه‌های مذهبی سیاسی است که در عمرم دیده‌ام و عجیب به برخی چیزها ارتباط دارد. سالها بود برای هیچ فیلمی بغض نکرده بودم و اشکم جمع نشده بود. چه هندی چه هالیوودی. تاثر چرا بوده ولی اشباح گویا من را متحیر کرده نه خودش نه فیلمش و نه بازی درخشان  ناتالی پورتمن. بلکه موضوع و داستان و قرابت نزدیکی که باهاش لمس کردم.
در اشباح گویا واقعا خاویر باردم تنفر انگیز است مگر در آخرین شات. در آخرین صحنه. مردی که متحول شده بود و جانش را برای تحولش داد. او اشتباه زیاد کرده بود. باز هم اشتباه کرد (در تبعید دخترش) ولی آخر سر آنجا که بین خفت و مرگ یکی را باید انتخاب میکرد سرش داد و ...
قهرمان بازی نبود . باورش کردم.

Aug 4, 2009

شات اول از lost



در قسمتی از سریال لاست. در واقع حدود قسمت 28 ام سریال. جان داره در حفره یا معبد hatch جدول حل میکنه. سوال اینه که دوست انکیدو کی بود؟ من یک لحظه بهتم زد. اول اینکه این وسط قهرمان اساطیری بین النهرین اصلا یادم نیومد. که این انکیدو همان است. ولی جان شروع به نوشتن جواب کرد. گیلگمش

لاست. سریالی که هر گوشه‌ش نکته‌هاست

Jul 31, 2009

یک شات از تحت-تعقیب



از اول فیلم (Wanted) خالی‌بندی به عنوان اصل اولیه اعلام میشه و بهت میگه که درسته که فیلم تو رو به درونش میکشه ولی باور کن همه چیز خالی‌بندیه و اون وسط مسطها که یک چیزهایی به نظرت قابل توجه ممکنه بیاد بهتره نیاد. خالی بندیه. (چیزهایی مثل اینکه همه اسامی و شهرها و محلها آمریکایی هستند ولی نوشته‌ها و برچسب‌های کالاها روسی هستند!)

در آخرین صحنه‌ها. بازی مورگان فریمن درست در لحظه مرگش مسخره‌ترین صحنه‌ای است که این هنرپیشه بزرگ بازی کرده. افتضاح کامل.

Apr 11, 2009

یک شات از Nacho Libre

چقد آآشق جک بلک شدم با این فیلمش! بخصوص این میمیک صورتش در دقیقا آخرین صحنه فیلم! با این لبخند فووق العاده.

From Drop Box


و چه ستاره‌ای است «آنا د لا رگوئرا»! یکم اسمش درازه ولی چال لبخندش رو باید بدید.

From Drop Box


موضوع فیلم در مورد کشیش (راهب صومعه‌ در واقع) ایگناسیو است که در دیر آشپزی میکند. او از کودکی عاشق کشتی کج بوده و بالاخره وارد گود میشود. فیلم از نظر واقعیت گرایی آبگوشت کامل است و کمدی الهی گرایانه میشه بهش گفت که از نظر منتقدین تندرو میتونه نوعی تبلیغ خداپرستی و مسیحیت هم باشه!

Nov 11, 2008

یک شات از Diana

واو. میدونی. اون فرق داره. خیلی فرق داره. نه به خاطر اینکه ایرانی‌الاصل است. نه! اون در کارش فرق داره. مشکلاتی که سی‌دی‌های اون میتونه برای نوجوان ایرانی درست بکنه خیلی بیشتره. اون مثل پورن‌استارهای دیگه زشت و عمل کرده و ناراضی و بدبخت نیست. روحیه‌ش خیلی شاده. نه به ایرانیها رفته نه به نروژیها. مرتب لبخند میزنه و انگار از کاری که میکنه خیلی هم خوشحاله. این اثرات بدی روی نوجوان ایرانی خواهد گذاشت.

From Zapas

--
انحرافاتی که همه‌ی این مدیا‌ها برای ملت ما به ارمغان آوردند از صدتا جنگ هشت ساله هم بدتر بوده و هنوز بزرگترهای ما متوجه‌ش نیستند. کلی بیماری روانی و آلودگیهای مختلف به نوجوان آینده‌ساز کشور آموزش داده میشه و چون منبع آموزش درستی وجود نداره اون فکر میکنه درست همینه که میبینه و چون همه ‌سی‌دی‌هایی که میبینه از همین دستند. پس واقعا باورش میشه که خوردن مایعات خروجی بدن دیگران خوبه!!! از این بدتر چیزی میشه به کسی یاد داد؟
یا کوچکترین تردیدی در روابط آنال براش نمیمونه. چون همیشه بدترین نوعش رو میبینه.
روابط بین همجنس‌ها هیچ بدی براش نمیمونه.
اینها اینفدر براش تکرار تکرار تکرار میشند که واقعا تبدیل به یقین میشوند و خودش هم اجرا خواهد کرد و به هر حیوانیتی تن خواهد داد. و این برای یک نفر و ده نفر نخواهد بود. برای هزاران هزار جوان خواهد بود.
آهای پدرها و مادرها. خودتان آموزشهای صحیح را به موقع به بچه‌هاتون بدهید. مهتران این ملک خوابند.
اگر نمیتوانید یک معلم دانشگاهی روشن بگیرید و برای چند تا نوجوان «در زمانی که لازم دارند» آموزش صحیح رو خودتون ترتیب بدهید. وقتشه اینو بفهمیم.

Aug 31, 2008

یک شات از ملنا


به این مناسبت که محله‌ی ما به تازگی صاحب یک «ملنا» شده‌است... یاد ملنا افتاده‌بودم که امروز نسخه DVD کاملترش رو دیدم.
آنچه که مردان ایرانی خواسته‌اند!! ملنا با سس اضافه.

بعید میدانم کارگردان (جوزپه تورناتوره) احساس خجالت نکند وقتی کل هدفش در نشان دادن ملناها در دید بیننده، گم میشود. او خواسته زرنگی بکند و با نشان دادن صحنه‌های چاشنی، جلب توجه بیشتری بکند اما. من فکر میکنم مردان در تماشای صحنه شکنجه ملنا توسط زنان دیگر و مراسم بریدن المانهای طلایی فاحشگی، دنبال لذت کثیف دیداری خودشان هستند. مردان ما در سی‌سال گذشته یاد گرفته‌اند که با چشمشان بخورند با کلمات عربی توجیه بکنند و ... نمیدانم. من هم از همین مردانم.
توجه شما را به دیدن دوباره ملنا و دیدن آنچه که باید دیده‌میشد دعوت میکنم. دو شات بالا تقدیم به همه مردانی که میدانند این راهی که ما میرویم به بهشت نمیرود.

Feb 12, 2008

یک شات از Damage




ژولیت بینوشه در آغاز راه هنرپیشگی و قبل از آنکه دستمزدهای 35میلیون دلاری بگیرد در فیلم Damage (خسارت) نقش زن عجیب آنا را بازی میکند، آنا زنی که به کارهای هنری و عتیقه مشغول است، با پدر دوست پسرش [که قرار ازدواج دارند] رابطه مخفیانه دارد، در اوایل فیلم چنین به نظر میرسد که این مرد سیاستمدار است که به پسرش خیانت میکند و اوست که در آتش غریبی میسوزد، ولی یک جایی این آنا است که پسر را در هتل قال میگذارد و در خیابان به پدر کام میدهد! و این آنا است که آپارتمان مجردی را اجاره میکند، گلهای قرمز میخرد، همان آپارتمان که پسرک از پله‌های بلندش، بعد از دیدن پدر و همسرش در هم، سقوط میکند و کشته میشود. (اینکه چه شد که پسر مشکوک شد؟ آدرس را از کجا آورد؟ و آیا مادر پسر ماست بود و هیچ نفهمید؟ را فیلم حوصله ندارد به ما بگوید.)
کارگردان (ماله) دوست دارد هر شات دوربین مثل یک عکس یادگاری باشد، آنقدر کش میدهد گاهی و آنقدر بیخود کاری میکند گاهی که حوصله‌ات سربرود. ولی یک چیزهایی باعث میشود تا آخرش صبر بکنی.
مساله‌ای غریبی که بعد از 15 سال از ساخته‌شدن فیلم (محصول 1992) برای من قابل هضم نیست، حدس میزدم باید یکی از مردها را کشت، ولی کدامیک مساله سختی بود... و آن زن عجیب که لباسهایش را پوشید و رفت...

تریلر فیلم: (لینک)


Jan 27, 2008

یک شات از match point








چه کسی بود صدا زد وودی آلن؟
وودی آلن مغز این انسان عجیب تا کجاها میتواند برود؟ من همیشه با دیدن چهره وودی آلن این حس بهم دست داده است که او یک کمدین موفق است! در حالی که «آخرین امتیاز» match point نه تنها یک کمدی نیست که یک واقعیت تمام عیار است.
آیا مردی وجود دارد که حداقل در نهان گاه خودش در عمیق ترین اعماق ذهنش علاوه بر همسر یا به هر اسم دیگر، زن زندگیش را کنار نزند و به زن دیگری فکر نکند؟ حتی برای یک ثانیه؟ حتی برای یک فکر کوتاه؟ حتی برای تجسم یک make love خیالی... حتی با فکر کردن به محسنات جنسی طرف؟
شاید بگویید «کافر همه را به کیش خود پندارد» باشه حق با شماست من این فکر، این عمل، این گناه، یا هرچه بوده را تجربه کرده‌ ام و برای همین فکر میکنم دیگران هم باید تجربه کرده باشند، مهم برای من این است که آیا خیانت بد است؟ البته من الان فکر میکنم بد است. کاری به لفظ گناه ندارم. به نظرم زندگی انسان را تحت تاثیر قرار میدهد و جلوی موفقیتهایی را که طبیعت برایش تدارک دیده را میگیرد. نباید مانع موفقیت زندگی کسی بشوی، تا طبیعت مانع تو نشود. ولی گاهی انسان خودش شیطان میشود و آتش میزند به هرچه دارد.

جامعه مردسالار ایرانی ولی همیشه یاد گرفته است که چیزی را که گناه مینامد به گردن : شیطان و زن بیاندازد. ولی عکس دوم خیلی خوب نشان میدهد که شیطان کیست و گناه را چه کسی شروع میکند؟

Jan 26, 2008

یک شات از سقوط شاهین سیاه






Black Hawk Down

Only the dead have seen the end of war , Plato

Jan 25, 2008

یک شات از بیلی بت-گیت



Billy BathGate
فرض کنیم داستین هافمن، بوریس ویلیس و نیکول کیدمن در سالهای نه چندان نزدیک با هم در یک فیلم بازی بکنند. آن فیلم
چگونه میتواند باشد؟
شخص اول فیلم (که اسم Loren Dean زیر سایه بقیه است) جوان فقیری است که آینده‌اش را در گنگستری میبیند و با جلب توجه رئیس (داستین هافمن) وارد دار ودسته‌ی گنگستری او میشود. بیلی جوان انواع قتلها را میبیند و آخر سر هم میس پرستون را میبیند که با اینکه شوهر پولداری دارد، با مردان مختلفی رابطه جنسی دارد و روزها و هفته‌ها به خانه برنمیگردد و یک شب هم بیلی را میهمان میکند. زن عجیب قصه البته زن متفاوتی است و بیلی به یکی از عاشقان زن در لحظه مرگ، بروس ویلیس در نقش Bo قول میدهد که مواظب زن باشد. در این عکس چند ثانیه قبل از آن است که پرستون از جایی که نشسته و کنار یک آبشار است به آبگیر آبشار به ارتفاع حدود ده متر شیرجه بزند و...