زاپاسها هم حق دارند

Oct 10, 2008

نیازمندیها

گاهی فولدر اسپم‌ها رو هم نگاه کنید. عین نیازمندیهای کیلویی همشهری میمونه! شاید هم برعکس.

Sep 13, 2008

حقایق

بازجو: آخرین باری که از ته دل خندیدی. امممم... شاهدی هم داری؟
متهم: نخیر قربان. شاهدی ندارم. من تازه دستشویی رو تنهایی میرفتم ...

Sep 11, 2008

انا الحق!

I`m Guy Kawasaki!

Sep 10, 2008

یک شات از Eastern Promises


پیمانهای شرقی: مافیای روسی در لندن دار و دسته‌ای دارند و پیرمرد (آرمین مولر) جذاب، آرام، دلنشین و متین در قالب یک سالن پذیرایی برای روسها مدیر آن است. از همان لحظه اول غیرقابل باور است که رئیس متجاوز به عنف مورد نظر باشد.
خانم قابله (نائومی واتز) (عجب کلمه عجیبی در انگلیسی است: Midwife) نسبت به سرنوشت دختربچه‌ای که از دختربچه‌ای دیگر به جا مانده حساس است. ظاهرا او خود بچه‌ای از دست داده و این تشدید کننده ماجرا است. قاتل عجیب ماجرا (اکرم) خواهر/برادرزاده عظیم آرایشگر است. پسر عقب افتاده‌ای که طرفدار آرسنال است ولی با تیغ گلو میبرد و روی قبر عشق مردم گلویش را میبرند.

احساسات کنترل شده، بازی سرد، حرکات نرم، چشمان تیز و نگاه گیرای ویگو مورتنسن آدم را یاد بازیگران قرن بیست هالیوود هفت‌تیرکش می‌اندازد. اسپاسیبا ویگو! ستاره‌ی روی فضای خالی قلبت لایق توست.

Sep 9, 2008

آهنگ چی؟

هرچی میخوای. (یعنی بیشتر چیزهایی که میخوای) اینجاهاست:
اینجا و اینجا.
-التماس دعا.

Aug 31, 2008

یک شات از ملنا


به این مناسبت که محله‌ی ما به تازگی صاحب یک «ملنا» شده‌است... یاد ملنا افتاده‌بودم که امروز نسخه DVD کاملترش رو دیدم.
آنچه که مردان ایرانی خواسته‌اند!! ملنا با سس اضافه.

بعید میدانم کارگردان (جوزپه تورناتوره) احساس خجالت نکند وقتی کل هدفش در نشان دادن ملناها در دید بیننده، گم میشود. او خواسته زرنگی بکند و با نشان دادن صحنه‌های چاشنی، جلب توجه بیشتری بکند اما. من فکر میکنم مردان در تماشای صحنه شکنجه ملنا توسط زنان دیگر و مراسم بریدن المانهای طلایی فاحشگی، دنبال لذت کثیف دیداری خودشان هستند. مردان ما در سی‌سال گذشته یاد گرفته‌اند که با چشمشان بخورند با کلمات عربی توجیه بکنند و ... نمیدانم. من هم از همین مردانم.
توجه شما را به دیدن دوباره ملنا و دیدن آنچه که باید دیده‌میشد دعوت میکنم. دو شات بالا تقدیم به همه مردانی که میدانند این راهی که ما میرویم به بهشت نمیرود.

Aug 29, 2008

ایرباس آ-سیصد و بیست

نزدیک صبح امروز خواب پیچیده‌ی عجیبی میدیدم. در حیاط خانه‌مان داشتم درس میخواندم که هواپیمای بزرگ ایرباس جدید a320 بزرگی را دیدم که در ارتفاع پائینی از بالای سرم گذشت و بعد از آن هواپیماهای خارجی دیگری که تا بیست یا بیست و پنج‌تا را شمردم. از طرف فرودگاه می‌آمدند و من این احساس را داشتم که برای اینها مشکلی پیش آمده و خواسته‌اند در فرودگاه ما فرود اضطراری بکنند ولی چون مقامات محلی در چنین مواقع ترسو و گیج هستند اجاره فرود نداده‌اند... در سکانسهای بعدی یک بوئینگ متوسط با شکم سقوط کرد و مثل سنگی که روی آب بجهد جهید و تکه تکه شد ولی آتش نگرفت. نفراتی ازش زنده درآمده بودند ولی تیراندازی میکردند.
سکانس بعدی هواپیماها جایی فرود آمده بودند و مسافرانشان برای دفاع از خودشان یا ترساندن مردم، تیراندازی میکردند و حرکت میکردند.
ساعت نزدیک نه صبح شده بود و بدن من تشخیص داد که باید بیدار بشوم. خواب رنگی و بسیار اکشنی بود که مدتها بود همچو خوابی ندیده بودم!

Aug 12, 2008

و اما بعد...

نسکافه حاضری سه در یک نستله با بیسکوئیت ساقه طلایی مینو، محشر میشه!

Jul 31, 2008

پنیر سفید پگاه

آقا این پنیر سفید پگاه باد معده را تقویت میکند... چرا؟

Jul 12, 2008

وسواسی

سئوال: زنه اینقده ... بود بوی وایتکس میداد!
الف) وسواسی ب) بهداشتی ج) حساس د) استاندارد

Jul 4, 2008

OMG

همه چیز جفنگ است! حتی خود جفنگ

Jun 26, 2008

اینه!

هی پسر بهانه واسه نوشتن کم نیست! مثلا نبودن بهانه واسه نوشتن خودش میتونه یک بهانه باشه که من باهاش این پست و نوشتم!

Jun 8, 2008

فقط یه دونه

چند وقت پیش و اینروزها صحبت از این بود که هر آدمی در هر کجای جهان با 6 رابطه یک آدم دیگه در یک جای دیگه دنیا میتونه مربوط بشه! بعدش هم در ویکی پدیا حرفش شد که هر مطلبی با 2 کلیک به یک مطلب دیگه مربوط میشه
حالا من تئوری ارائه میدم که هر زنی فقط با یک عمل جراحی پلاستیک به هر زن دیگه‌ای میتونه شبیه بشه!

--
برهان خلف راحتتر اثبات میشه. این هم راهنمایی.

Jun 4, 2008

سه تا نقطه

ضد حال در ضدحال میشه حال؟

--
طبق قانون منفی در منفی منظورمه استاد.

May 29, 2008

سگ!


دیروز تو محل کار یکی که باغ بزرگی بود. یک سگ عظیم دیدیم به چه عظمتی! تلاونگ سگه اندازه گوجه‌فرنگی بود (پاشو که باز کرد آبشار بزنه مشاهده نمودیم) بعد مردیکه خر میگفت واسه این نره غول یک و نیم میلیون تومان وجه رایج مملکت پول داده!


بهش میگم خره آخه این هم شد «باز» [علاقه] میگه چیکار کنم «سویم دای» [اینو میپسندم دیگه]...


جدی اندازه شیر بود. فقط یال نداشت.

May 24, 2008

تخنولوژی

خبرداری این موبایلهای زپرتی نبودن، روزهای تولدمون هم یادمون میرفت؟


حالا هی بگو تکنولوژی زندگی رو خراب کرده

May 10, 2008

بو از اسمل


بوی سیر ترشی که میزنه بهم، حالی به حالی میشم و نفس عماره رو نوکری میکنم و میخورم و بعدش که عمق درونم بوی سیر میده و از خودم حالم به هم میخوره، میگم گه میخوردی بهتر بوده خره!


حلا دستارو صابون زدی. دهنت رو مسواک زدی. عمق درون رو میخوای چیکار بکنی آخه! مردیکه

May 8, 2008

فریادهاش

...

کمـــــــــــــــــــــــــــک!


من هنوز نفس میکشم. یکی کمک کنه...



امضاء / خودکشنده ناموفق

May 2, 2008

کشکی یا نه؟

کشکی نیست.

در مقابل هیچ چیز جز نگاه خیره کم نمیارم.


ساعت چهار صبح یک میدن در آستانه اشرفیه و چشم-در-چشم ای که با شیطان شدم. اگر ابلیس هم نبود اون زنه. ولی موجود پلیدی بود. ترسیدم.

...

اگه مثل من هر صبح جمعه، رادیو سراسری، صبح جمعه ایرانی رو گوش کنی. حتما شصتت خبردار شده که خیلی وقته تولیدکنندگان جک در ایران مرده‌اند!