زاپاسها هم حق دارند
Dec 14, 2008
بیست و سی یعنی چند؟
Labels: زرشک
Dec 10, 2008
یک شات از 88 Minutes

نسبت بعضی نقشها به بعضی آکتورها مثل نسبت در شدهاست به تخته!
و همچنین است نقش وکیل برای آل پاچینو و در این فیلم که نقش یک کاراگاه جنایی روانپزشک رو بر عهده داره.
در ۸۸ دقیقه آل پاچینو در جوانی دنبال قاتلی سریالی بوده که همون قاتل خواهر دکتر.Gramm رو کشته و الان در زندانه. دکتر از رنج خاطرات بد از نیویورک مهاجرت میکنه به سیاتل و سالها بعد دوباره با یک قاتل سریالی زنان روبرو شده که حکم اعدامش رو گرفته. ولی قاتل از درون زندان ترتیب قتل زنهای دیگهای رو میده و میخواد دکتر گرم رو مضنون نشون بده. قاتل نقشه هوشمندانهای داره ولی خیلی زشته که مرد قانون نتونه موفق بشه...
نکته عجیب ماجرا برای من، روغن داغ ماجرا بود که چه علتی داشت که همه زنان اطراف دکتر گرم عاشقش باشند؟
اغراق در دیجیتالیزه نشون دادن دفاتر کاری اینچنینی! حتی بدتر دیجیتالیزه نشون دادن منشیها و افراد پلیس (چیزی که عمرا به این کیفیت حداقل در مورد منشیها صادق باشه) باعث جالبتر شدن ماجرا و علاقمند شدن افراد 01-ای به تماشای ادامه فیلم هست.
Nov 14, 2008
لحظات...
درد بزرگی به روجم تحمیل میشه. نه اینکه چون این برنامه گاهی تکراری ولی خوب داره تموم میشه. نه.
به این خاطر که چنین پتانسیل بزرگی برای شاد بودن هست. ولی این جامعه رو در غم غرق میکنند.
بابا بسه. چرا مردم رو اونجوری که میخواهید نشون میدید؟ این ملت غمزده و مغموم نیست. ته دلش با چک برگشتیش هم میتونه جک بسازه!
چه چیزی تو غم هست که میخواهید تسری بدید؟ خمودگی؟ بیتحرکی؟ سکون؟ حماقت؟ چی؟
Nov 11, 2008
یک شات از Diana
![]() |
| From Zapas |
--
انحرافاتی که همهی این مدیاها برای ملت ما به ارمغان آوردند از صدتا جنگ هشت ساله هم بدتر بوده و هنوز بزرگترهای ما متوجهش نیستند. کلی بیماری روانی و آلودگیهای مختلف به نوجوان آیندهساز کشور آموزش داده میشه و چون منبع آموزش درستی وجود نداره اون فکر میکنه درست همینه که میبینه و چون همه سیدیهایی که میبینه از همین دستند. پس واقعا باورش میشه که خوردن مایعات خروجی بدن دیگران خوبه!!! از این بدتر چیزی میشه به کسی یاد داد؟
یا کوچکترین تردیدی در روابط آنال براش نمیمونه. چون همیشه بدترین نوعش رو میبینه.
روابط بین همجنسها هیچ بدی براش نمیمونه.
اینها اینفدر براش تکرار تکرار تکرار میشند که واقعا تبدیل به یقین میشوند و خودش هم اجرا خواهد کرد و به هر حیوانیتی تن خواهد داد. و این برای یک نفر و ده نفر نخواهد بود. برای هزاران هزار جوان خواهد بود.
آهای پدرها و مادرها. خودتان آموزشهای صحیح را به موقع به بچههاتون بدهید. مهتران این ملک خوابند.
اگر نمیتوانید یک معلم دانشگاهی روشن بگیرید و برای چند تا نوجوان «در زمانی که لازم دارند» آموزش صحیح رو خودتون ترتیب بدهید. وقتشه اینو بفهمیم.
Oct 24, 2008
Oct 22, 2008
چگونه لهجه خود را عمل کنیم؟ صددرصد رایگان و عملی
رفتی و با رفتنت قلبم شکست / قلب من تنها شدی خدایی هست / توی آخرین نفس میخوام بگم / از تو و عشق خودم نمیگذرم...
این یک تکه از یک آهنگ از آقای علی اصحابی و آقای رضا اسفندیاری است. من واقعا نمیدانم کدامشان صاحب «لهجه» هستند ولی به هر حال اعتماد به نفس خوب است ولی اینکه آدم یکبار صدای خودش را گوش نکرده باشد زیاد خوب نیست!
من با افتخار ترک آذربایجان ایران هستم و از فرهنگ غنی شنیداری موجود در فرهنگ آذربایجان لذت میبرم. و فکر میکنم خودم بر لهجه فارسیام غالب آمدهام و روشی که در طول سالها استفاده کردهام خیلی سادهاست و برای سلیس شدن لهجه ما در هر زبانی جواب میدهد:
1- با یک چیزی مانند گوشی موبایل خودتان یک متن ساده روزمره را میخوانید و ضبط میکنید.
2- کلمات مشکلدار و حروف لهجهدار را دوباره تلاش میکنید و اصلاح میکنید. دوباره ضبط میکنید و با صدای گویندگان اخبار یا کسی که لهجهاش را میپسندید مقایسه میکنید.
3- این کار رو برای کلمات جدید و عبارات پیچیدهتر تمرین میکنید.
4- نا امید نمیشوید.
Oct 10, 2008
Sep 13, 2008
حقایق
متهم: نخیر قربان. شاهدی ندارم. من تازه دستشویی رو تنهایی میرفتم ...
Sep 11, 2008
Sep 10, 2008
یک شات از Eastern Promises

پیمانهای شرقی: مافیای روسی در لندن دار و دستهای دارند و پیرمرد (آرمین مولر) جذاب، آرام، دلنشین و متین در قالب یک سالن پذیرایی برای روسها مدیر آن است. از همان لحظه اول غیرقابل باور است که رئیس متجاوز به عنف مورد نظر باشد.
خانم قابله (نائومی واتز) (عجب کلمه عجیبی در انگلیسی است: Midwife) نسبت به سرنوشت دختربچهای که از دختربچهای دیگر به جا مانده حساس است. ظاهرا او خود بچهای از دست داده و این تشدید کننده ماجرا است. قاتل عجیب ماجرا (اکرم) خواهر/برادرزاده عظیم آرایشگر است. پسر عقب افتادهای که طرفدار آرسنال است ولی با تیغ گلو میبرد و روی قبر عشق مردم گلویش را میبرند.

احساسات کنترل شده، بازی سرد، حرکات نرم، چشمان تیز و نگاه گیرای ویگو مورتنسن آدم را یاد بازیگران قرن بیست هالیوود هفتتیرکش میاندازد. اسپاسیبا ویگو! ستارهی روی فضای خالی قلبت لایق توست.
Sep 9, 2008
Aug 31, 2008
یک شات از ملنا

به این مناسبت که محلهی ما به تازگی صاحب یک «ملنا» شدهاست... یاد ملنا افتادهبودم که امروز نسخه DVD کاملترش رو دیدم.
آنچه که مردان ایرانی خواستهاند!! ملنا با سس اضافه.
بعید میدانم کارگردان (جوزپه تورناتوره) احساس خجالت نکند وقتی کل هدفش در نشان دادن ملناها در دید بیننده، گم میشود. او خواسته زرنگی بکند و با نشان دادن صحنههای چاشنی، جلب توجه بیشتری بکند اما. من فکر میکنم مردان در تماشای صحنه شکنجه ملنا توسط زنان دیگر و مراسم بریدن المانهای طلایی فاحشگی، دنبال لذت کثیف دیداری خودشان هستند. مردان ما در سیسال گذشته یاد گرفتهاند که با چشمشان بخورند با کلمات عربی توجیه بکنند و ... نمیدانم. من هم از همین مردانم.
توجه شما را به دیدن دوباره ملنا و دیدن آنچه که باید دیدهمیشد دعوت میکنم. دو شات بالا تقدیم به همه مردانی که میدانند این راهی که ما میرویم به بهشت نمیرود.
Aug 29, 2008
ایرباس آ-سیصد و بیست
سکانس بعدی هواپیماها جایی فرود آمده بودند و مسافرانشان برای دفاع از خودشان یا ترساندن مردم، تیراندازی میکردند و حرکت میکردند.
ساعت نزدیک نه صبح شده بود و بدن من تشخیص داد که باید بیدار بشوم. خواب رنگی و بسیار اکشنی بود که مدتها بود همچو خوابی ندیده بودم!
Aug 12, 2008
Jul 31, 2008
Jul 12, 2008
Jul 4, 2008
Jun 26, 2008
اینه!
Jun 8, 2008
فقط یه دونه
حالا من تئوری ارائه میدم که هر زنی فقط با یک عمل جراحی پلاستیک به هر زن دیگهای میتونه شبیه بشه!
--
برهان خلف راحتتر اثبات میشه. این هم راهنمایی.
